نِرسِ نارِس

ای کسانی که وارد می شوید؛ دست از هر امیدی بشویید.

تبلیغات تبلیغات

شرح در متن

این جوجه های خواهر من، دو زرده ان. علی آقا شوهر عمه فاخر و محبوب من جوجه آبیه رو میکشه یه گوشه که تو مهندس میشی و پول پارو میکنی و جوجه صورتی رو هل میده یه گوشه که تو پرستار میشی و چس مثقال پول گیرت میاد، حالا این جوجه هی راه میره میگه من دوست دارم پرستار شم چس مِقِله پول در بیارم. علی آقا من یک سال و یک نیمه بازی کردم، پنجره نقل و انتقالات پولیمم هم چندان باز نبود ولی ماشینمو گل کردم، وقتی تمام پسرای دور و برت روی نیمکت بودن. اجرت با علی آقا پروین و عفت کلامش و یک چشمک تقدیم جمالِ بی نقطه ات
ادامه مطلب

آخرین

من که یادم نیست اما اولین چیزی که مسلما حس کرده ام تنهایی بود. فرض کن آدم چشم و چال تار و تورش را باز کرده دیده ای بابا رها شده ام، نگا کسی که شیر میچپانده دهنم، نگا تمام نوایی که منِ بی نوا میخواستم نیست. حالا یک سال و اندی طول کشیده تا این بدمذهبِ بالانشسته بفهمد که آقا کسی که نیست، هست. یعنی هست اما در دید نیست. یک چیزی که قلمبه سلمبه اش را این پیاژه با یک بشکن و یافتم یافتم گویان با اوغون اوغون بسته بندی و صادر کشور های غیر فرانسوی زبان کرد.  به هر حال هی آدم میفتد توی غلتکِ طرح واره رهایی و غلتک میفتد رویش و ریق آدم در می آید. این بی اعتمادی کِکه ای که کک اش به تنبان ما کش شد از همینجا آمد. آنروز که سید در بیانیه ای بر بالای منبر من را محکوم به تراست ایشوز کرد و بعد آن چکش محکومیت را کوباند بر ملاج من که تو از رها شدن میترسی فهمیدم که آقا اوضاع پس و پیش شده، انگار لباس زیر آدم را دیده
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها